أبو القاسم عبد الله بن علي الكاشاني ( القاشاني )

ديباچه 16

عرايس الجواهر ونفايس الأطايب ( فارسى )

بود و به نام مباركش تمام كرد ، خواجه رشيد الدّوله برو عرض كرد در حقّ او چندان سيور غاميشى و عاطفت و اصطناع فرمود . . . . و سرش به آسمان رسانيد و پنجاه تومان مال بر سبيل مواجب و ادرار در حقّ او انعام و احسان فرمود . . . و با آنكه به منصّف شرط كرده بود دانگى از آن به مؤلّف و جامع و مصنّف آن كتاب نداد . . . » ( 156 پ ) باتمام اين ادّعاها به دلائل محكم چند ، محمّد قزوينى و عبّاس اقبال و دكتر منوچهر مرتضوى اين مطلب را صحيح ندانسته‌اند . امّا شايد آنچه دور از حقيقت نيست اين است كه عبد اللّه كاشانى به مانند بسيارى افراد كه در زير دست مؤلّف وزير بوده‌اند و موادّ براى كتاب او تهيّه مىكرده‌اند در تأليف و تحرير مطالب پاره‌اى از قسمتهاى جامع التواريخ مشاركت داشته است . عرائس الجواهر يكى ديگر از آثار ابو القاسم عبد اللّه كاشانى كتاب « عرايس الجواهر و نفايس الاطايب يعنى كتاب حاضرست كه در نسخهء خطّ مؤلّف ( A . S . 3614 ) نامش « جواهر » العرايس و اطايب النفائس » ضبط است ! و اسمى عجيب مىنمايد . امّا با مختصر دقّتى در خطّ نسخه فورا معلوم مىشود كه نام كتاب را مؤلّف در خطبه نانوشته گذاشته و بعدا به خطّ نستعليق جديد اين نام حديث به متن الحاق شده است . دليل قاطع بر صحّت نام آن به صورت عرائس الجواهر و نفايس الاطايب اينكه مؤلّف در انتهاى نسخه نام كتاب را به خطّ خويش چنان آورده است . عرايس الجواهر تأليف سال هفتصد هجرى است ، به دليل آن‌كه مؤلّف در صفحهء 119 مىنويسد : « و . . . و درين تاريخ سنهء سبعمائه هجرى . . . » و در صفحهء 348 مىآورد : « در غرّهء محرّم سنهء سبعمائه به بلد مبارك تبريز . . . » « 1 »

--> ( 1 ) - خالى از غرابت نيست كه چطور مؤلف كتاب را در غرهء محرم سال هفتصد تمام كرده است و در اواسط كتاب ( ص 119 ) هم تاريخ هفتصد را ذكر مىكند ! به نظر آقاى مينوى « شايد اينكه در متن كتاب در ضمن تعيين قيمت گوهرى سال هفتصد را ذكر مىكند از باب تعيين تاريخ تقريبى و سر راست باشد نه تاريخ صحيح همان سال . »